فایل پژوهشی : معادن باطنی (پنهان)

 

معادن باطنی،‌ معادنی است که پس از استخراج باید مواد خام آن را تغییر شکل داد و مواد ناخالص را به مواد خالص تبدیل کرد مثل:  آهن و طلا که معمولا به همان شکل که استخراج می شوند قابل اعتماد نیست.

حکم فقهی معادن باطنی

علامه حلی در تذکره می فرماید: « شرط باطنی بودن معدن آن است که در طبقات نزدیک به سطح زمین نباشد بنابراین اگر معادن باطنی از نظر نوع دسترسی در طبقات سطحی ودر دسترس عموم باشد قابل تملک نیست».( حلی،‌ بی چا،‌ ص ۴۰۳)  بنابراین شرط اول این معادن این است که در اعماق زمین باشد».( صدر،‌ ۳۵۷،‌  ﻫ  ش ،‌ ص ۱۲۲)

صاحب شرایع می فرماید:  «معادن باطنی معادنی هستند که جز با عملیات اکتشافی آشکار نمی شود. مثل طلا،‌ نقره،‌ مس» ( حلی،‌ ۱۴۰۲،‌  ﻫ  ق،‌  ص ۷۹۶)

 

شهید ثانی در المسالک می‌گوید: « معادن باطنی شامل مواد مجهول و پنهان در زمین اطلاق می گردد و جز با عملیات اکتشافی ظاهر نمی گردد. و در برداشت از معادن باید نیاز معقول را مد نظر قرار داد به نحوی که موجبات اضرار اجتماعی و استیلاء فردی و محرومیت عمومی را بدنبال نداشته باشد. ( شهید ثانی،‌ ۱۴۱۳،‌  ص ۴۲۲)

« بنابراین حیازت گرچه تملک آفرین است لکن هیچ نص قانونی وجود ندارد که به استناد آن کمیت و تإثیرات اجتماعی را در برداشت از ثروت های معدنی نادیده گرفته باشد و با توجه به محدودیت وسایل استخراج و تولید در زمان تشریع می توان گفت حیازت فراتر از رفع نیاز نبوده است و امروز دیگر نمی توان حیازت به هر مقدار را منطقی دانست.» ( صدر،‌ ۱۳۵۷ ﻫ ش،‌  ص ۱۲۲)

برای بهره‌برداری از معادن باطنی تغییر شکل دادن مواد ناخالص مثل آنچه در آهن و طلا معمول است لازم است.

«مالکیت معادن باطنی به نظر فقهایی مثل کلینی،‌ مفید،‌ دیلمی،‌ قاضی و غیر آنان این گونه معادن جزو انفال است و در مالکیت امام یا دولت می باشد.( ملاک ،‌ منصب امامت است به شخص معصوم) ولی به نظر شمار دیگری از فقها اینگونه معادن با کشف و حفاری (حیازت و احیاء) به تملک درمی آید.» (همدانی،‌ چاپ سنگی،‌ ص ۱۵۳)

علامه حلی در تذکره می فرماید: « اگر دامنه ی عملیات حفاری گسترش یابد و یا مواد مورد نظر فقط در قسمت‌های وسط یا اطراف زمینی پیدا شود تملک به محلی که مواد در آنجا قرار دارد محدود نمی گردد بلکه اطراف محل نیز حریم اوست هر چند نمی توان از حفاری سایرین در اطراف محل جلوگیری نمود.» ( حلی،‌ بی چا،‌ ص ۱۵۳)

شیخ طوسی در مبسوط می فرماید:  «معادن باطنی در حکم زمین موات است یعنی متعلق به امام است». ( طوسی،‌ ۱۳۷۸٫ ﻫ ش،‌  ص ۲۷۷)

در لغت نامه دهخدا معادن بر دو قسم است:   معادن مطبق،‌ معادن شکافی

معادن مطبق:  توده های معدنی به طور موازی روی هم قرار گرفته ولی معادن شکافی مواد به صورت رگه خارج می شود.

معادن شکافی بر دو قسم است:

۱-منظم،‌ که معدن به طور رگه است.

۲- غیر منظم که توده ای از مواد معدنی و در آن موجود می باشد.( دهخدا،‌ ۱۳۷۳ ﻫ ش،‌  جلد ۱۳)

–        جمع بندی

 

از مفاهیم کتب اهل لغت به این نتیجه می رسیم که سه معنا برای کلمه معدن ذکر شده است.

۱- محل و جایگاه جواهر است. ۲- مرکز هر چیز ۳- محل اقامت در تابستان و زمستان همه این معانی با معنای اصلی ارتباط دارد و آن به معنای قرار گرفتن و ثابت بودن در محل معین است. کلام و بحث مان ناظر به معنای اول است یعنی «اسم محل» جایگاهی که جواهر است در آن وجود دارد. اگرچه این معنا با معنای اصلی کلمه یعنی «عدن» مناسب است ولی فقها معنای معدن را عمومیت داده اند. بنابراین شامل غیر جواهر نیز می شود و یعنی چیزی که دارای خصوصیتی باشد و بتوان از آن نفع برد مثل نمک و گچ.

عنوان معدن با مفهوم دوام و استقرار و طبیعی بودن در هم آمیخته است.بنابراین هر چیز که به هر وسیله از محل دیگری جمع‌آوری و انبار شود و تغییراتی که در زمان های کم اتفاق بیافتد مشمول عنوان معدن نیست.

معدن اختصاص به جنس خاصی و نوع خاصی ندارد و تمام عناصری که در ساختار طبیعی زمین نهفته است می توان معدن نامید هر چند در زمان گذشته به نام معرفی شده باشد و مایع،‌ جامد،‌ گاز بودن آن مطرح نیست و هر گاه مردم یک عصر،‌ هم زمان به هر چیز طبیعی نیاز داشته باشند آن چیز حکم معدن می یابد.

فقها به صراحت،‌  تنوع و گستردگی (قابل شمارش نبودن) مواد معدنی را پذیرفته‌اند و معمولاً پس از ذکر نمونه‌ها از کلماتی چون،‌ سایر معادن،‌ مثل این‌ها،‌ شبیه اینها استفاده کرده‌اند تا عدم انحصار شمول حکم معدن به نمونه های ذکر شده را گوشزد نماید.

از نظر فقها تعریف معدن و مرجع تشخیص مصداق آن عرف معدن‌کاران و خبرگان امور معدنی معرفی شده است و در صورت شک در مصداق خروج از حکم معدن را شایسته دانسته اند.

برخی فقهاء ملاک‌های سیالی نظیر مواد مفید و مورد نیاز و…برای معدن قائل شده و راه را برای اطلاق معدن به مواد معدنی جدید در گذر زمان باز گذاشته اند.

آشکار و پنهان بودن ماده‌ی معدنی و قید گران‌بها و یا کم ارزش بودن تأثیری در اطلاق کلمه معدن ندارد و در حقیقت ارزشمندی عناصر،‌ تابع شناخت و فایده و نیاز روز جوامع مختلف است و در هر زمان و در هر جامعه ممکن است مرکز استحصال و عرصه‌ی هر چیز طبیعی و مفید،‌ معدن نام گیرد.

طبقه‌بندی معادن و عناصر مختلف موجود در طبیعت،‌ هم در اصل لغت و هم در عرف فقهی،‌ مورد توجه قرارنگرفته است. بنابراین از تعاریف مستحدثه و جدید اهل حقوق و مراکز قانون گذاری می باشد لذا تنوع احکام آنان امری قراردادی است نه شرعی.

معادن ظاهری شامل معادنی هستند که به دلیل خلوص بالای و قابل استفاده مستقیم بودن،‌ خواه در سطح زمین یافت شوند یا با استخراج بدست می آیند متعلق به عموم مسلمانان است و از ثروت‌های مشترک به حساب می آید لذا تابع احکام زیر می باشد:

-برای هیچ‌کس حق مالکیت اختصاصی بر آنها ایجاد نمی شود.

– برای برداشت نیازی به کسب مجوز نیست.

مقاله - متن کامل - پایان نامه

– بیش از مقدار نیاز نمی‌توان برداشت نمود و رفع نیاز یگانه سقف استخراج است.

معادن باطنی معادنی هستند که با تغییر شکل و خالص سازی قابل استفاده می‌شوند. لذا برخی از فقها اکتشاف و حیازت را وسیله بدست آوردن حق اختصاصی و تقدم برداشت می دانند و مادامی‌که اضرار جمعی در پی نداشته باشد نمی توان از بهره‌بردار ممانعت نمود و جمعی دیگر از فقها آنها را از مصادیق انفال می دانند که متعلق به منصب امامت است.

 

دیدگاهتان را بنویسید

بستن منو